وبلاگ ؛ صفحه شخصی یا عمومی ؟؟؟

در این پست می خوایم کمی از وبلاگنویسی و یکسری حق و حقوق ها وآزادی بیان و اینجور حرف ها بگیم !!!

شکر خدا از گذشته تا به امروز هِی گفتیم آزادی بیان؛ عدم سانسور و حفظ حرمت قلم و از این قبیل چیز ها ولی خودمون پاش که میرسه ی لَگَد می زنیم زیر همه این عقاید روشنفکرانه و می گیم برا ما فرق داره !!! اینجا بحث فلان چیزه ، نه اونجا مصلحت ایجاب می کرد لالمونی بگیریم اینجا اگه نگیم نمی دونم قرآن خدا غلط میشه و از این حرفا !!!

بگذریم و بریم و سراغ اصل مطلب ...

از این صفحه مجازی تعاریف متعددی شده و هر کی از راه رسیده برا خودش ی چی گفته و ی مدلی تعبیر کرده و ما هم ایضا !!!

مختصر و مفید و بدون حاشیه رفتن بگم از نظر من وبلاگ صفحه ای مجازی است که بلاگر به سلیقه خودش در آن مطالب مورد نظرشُ ثبت می کنه حال این مطالب و عقاید مربوط به بالا و پایین و وسط تنه باشِ یا مربوط به مسائل اجتماعی و طنز و ثیاثت و اینجور چیز ها فقط چیزی که مهم است اینه که نباید به هر بهانه ای در این صفحه به ظاهر شخصی به شخصیت و افکار و عقاید شخص یا گروهی توهین شود.

به هیچ وجه با محدود کردن حوزه وبلاگنویسی به هر بهانه و دلیلی موافق نیستم و این افکار رو زنگ خطری می پندارم در جهت از بین بردن آزادی بیان !!!خیلی از ماها نمی دانیم و یا به یاد نداریم که به همین بهانه های واهی و از این قبیل مسائل اولین روزنامه رو بستند و این شد شروعی که امروزه شاهد بستن فله ای روزنامه ها به بهانه های مختلف هستیم !!!

تو رو خدا بگذارید اینجا هر کی هر چی دوست داره بنویس و نیایم بگیم فلانی حق نداره اینجوری بنویسه آخه چرا ؟؟؟

چرا نباید هر کسی این آزادی رو داشته باشه که در صفحه وبلاگ خودش از خاطرات و تجربیاتش بگه و  هر چی دوست داره بنویسه چرا سعی داریم محیط مجازستان رو هم مثل خیلی دیگر از زمینه ها به بهانه های مختلف محدود کنیم سوال من اینه مگه غرب ضرر کرده از آزادی بیانی که در همه زمینه ها به وجود آورده آیا ضرر کرده که ما اینجا داریم عرصه رو به خودمون تنگ می کنیم !!!

می گیم نوشتن از بالا و پایین تنه یعنی ترویج بی بند و باری ، تا کی می خوایم سرکوب بکنیم این مسائل رو !!!

در خانواده که به سبب حیا و این صحبت  نمیشه مطرح کرد این موضوعات رو در جامعه که همه جوره جدامون کردند و تا حرف می زنیم میگن خفه (!) دختر و پسر مثل پنبه و آتش می مونند و وقتی دختر بلند میشه و جاش گرمه تو نباید بشینی چون حالی به حولی میشه آی نکنه یکوقت آستین کوتاه بپوشی آرنجتُ دختر نامحرم ببینه و آهای خانم عطر نزنی یکوقت ملائکه نفرینت می کنن باید همیشه بو گند بدی تا جنس مخالف در بره از دستت و از این قبیل افکار پوسیده و نخ نما !!!

حال اینجا هم داریم این فرهنگ تزریق می کنیم که باید با حیا نوشت و از این نباید بگی و از اون  نباید تعریف کنی ، آخه چرا ؟؟؟ چرا ؟؟؟

حالا ما نمی گیم و ما خودمون ُ می زنیم به کوچه علی چپ الان مملکتمون گل و بلبل و سنبل الان ی دختر همه جوره امنیت داره !!!

ما که پرده دری نمی کنیم ما که با حیا هستیم ما که ادعامون خر مَش مراد رو بیچاره کرده اینقدر امنیت داریم که همچون چین کمونیست دختری ساعت 2 شب با دامن بالای زانو تو کوچه تاکسی بگیره و بره ؟؟؟

مثل کانادا امنیت داریم که دختر مجرد ساعت 3 شب از شیفت کاری با اتوبوس برگرده و بیاد خونه ؟؟؟

چی شد مگه ما همون ها نبودیم که حیا سر تا پامونُ گرفته بود و مگه اونها نامسلمان هایی نبودند که پرده دری در وبلاگ هاشون و مطبوعاتشون و تلویزیونشون موج می زد ؟؟؟ کجای کاریم ما !!!آیا آمار سرچ کلمات رکیک آیا در امثال کشور ما زیاد هست یا در آمریکای شمالی ؟؟؟

چرا اینجا هم که محیط مجازی هست اجازه ندیم که طرف از نداشته هاش حرف بزنه و عقده هاش رو بگه و روابطشو بازگو کنه و از تجربیاتش بنویسه خودشو خالی کنه ؛ اگه اینجا نگه کجا بگه ؟؟؟ حداقل بگذارید اینجا هر کی حرف دل خودشُ بزنه  تو جامعه که همه باید لال مونی بگیریم !!!بازم میگم وبلاگ مثل دفترچه خاطرات نیست مثل رادیو و رسانه هم نیست که همه چیش عمومی باشه ، یک حدی رو باید رعایت کنیم اونم اینه که به افکار و عقاید و شخصیت افراد توهین نکنیم ...

خواننده حق انتخاب داره و می تونه وبلاگی رو انتخاب کنه که مسائل زیر شکمی رو بشکافه می تواند هم وبلاگی رو انتخاب کنه که مسائل اجتماعی و سی.اسی رو بازگو کنه می تواند هم در حوزه دینی وبگردی کنه ، این انتخاب با خواننده هست و ما هیچ گاه این حق رو نداریم که وبلاگی رو باز کنیم و از محتواش خوشمون نیاد بعد بیایم  فحش و ناسزا بگیم که این چه وبلاگیه !!! برادر من می تونی صفحه رو ببندی و نخونی !!! در یک محیط آزاد روزنامه فروشیش مجله ثکثی داره مجله خانوادگی داره روزنامه سیاسی اجتماعی داره مجله اقتصادی داره و ... شما اونی که دوست داری رو می خری و می خونی و دیگه نمی ری به روزنامه فروش بگی فلان فلان شده این مجله ثکثی رو چرا گذاشتی یا سینما فیلم خانوادگی داره فیلم مجردی هم داره حالا انتخاب با خود ما هست و نمیشه بگیم باید همه سینماها اونجوری که ما میگیم و اعتقاد ماست فیلم بگذارند ... البته ما نمیدونیم چجوریاس که در مجازستان با وجود اینکه همه از این پرده دری ها و بی حیا بازی ها بدشون می آد (!)  آمار بازدید وبلاگ های پایین تنه ای سر به فلک می زنه !!!

پ.ن 1 :من با نقد وبلاگی مشکلی ندارم ها ،  یکوقت شما سبک و ساختار نوشتاری کسی رو نقد می کنی  یکوقت میگی همچین سبکی فلسفه وجودیش مشکل داره این دو با هم خیلی فرق داره البته که نقد هم شرایط و روش خاص خودشو داره ...

پ.ن2 :قانون عرضه و تقاضا همه جا حکمفرماست حتی در مجازستان !!! خواننده هست که تعیین می کنه از چه نوع مطلبی خوشش می آد و اگر می بینیم وبلاگ های روزمره نویس زیاد شدند ایرادی به اون وبلاگ ها نیست ایراد به خواننده و سلیقش هست که باعث شکل گیری و حمایت از این مدل بلاگر ها شده ...

پ.ن3 : ارزش یک بلاگر به تعداد بازدید کنندگان و کامنتر هاش و آرشیو چند سالش نیست ؛ ارزش یک بلاگر به هدفی هست که دنبال می کنه و همچنین تلاشی که  در راستای تحقق آن هدف می کند  ؛ نه چیز دیگری !!!

 پ.ن4 : هیچ موقع به سبب سوابق گذشته حقی رو برا خودم قائل نشدم و ادعایی نکردم و خودم رو هم عاری از خطا و اشتباه ندونستم ، اینجا نظر همه محترم به شرطی که با رعایت ادب و عرف بیان بشه نه با فحش و ناسزا !!! از اون دوستمون هم که عادت داره  پایان هر پست (حتی پست قبل !!! ) به صورت کامنت خصوصی  دودمان ما رو مورد عنایت قرار بده خواهش میکنم اول این مطلب بخونه بعدا ما رو مورد عنایت الفاضش قرار بده !!!

پ.ن5 : پست اول وبلاگ سلمان (اولین وبلاگ فارسی ) رو هم اگر بخونید بد نیست !!!

پ.ن6 :  پی نوشت ها زیاد شد و مطلب رو هم  بدون ویرایش نوشتم ، شرمنده  اگر غلط املایی و نگارشی داره !!!

 

/ 7 نظر / 41 بازدید
خودمم

جانا سخن از زبان ما می گویی (درست گفتم؟ ) بدخواه و آدم نخاله داشتی عکس بدی جنازه تحویل می گیری جون داداش :-p

نازگل(کاغذ کاهی)

ببین اینکه هر کس حق داره هر چی میخواد بنویسه ، درست ! اما نویسنده مسئوله در قبال نوشته هاش !! کسی اگه اینقدر شخصی مینویسه که به خودش مربوطه چرا نمیره تو دفتر خاطراتش بنویسه ؟؟ پس مینویسه اینجا که دیگران بخونن ..... بحث سر مدل حرف زدنه ... نکته دیگه اینکه رسالت وبلاگ نویسی بالاتر از این حرفاست .... درسته که باید یه سری وبلاگهای زرد باید باشن در کنار بقیه . اما نه اینکه پر بازدید ترین وبلاگهای ما بشن وبلاگهای سخیف و زرد !! این نشون میده هنوز بلوغ اجتماعی ما در سطح پایینی ه .... اینکه ما بیایم وقت و عمرمون رو سر طنزهای پایین تنه و نیازهای خاص یه زن ، یا فلان حالت یه دختر هدر بدیم .. اون هم هر روززز !!!!! این در هیچ جای دنیا رسم نیست ... این ماییم که خودون رو عقده ای کردیم ... در امریکا هم بچه زیر 18 سال حق نداره مجله سکصی بخره !! حق ندارهخیلی جاها بره ... یا اگه زیر 16 سال باشه .... بالخره اونا هم با محدودیت هستن ... خلاصه اینکه ما باید خودمون کمک کنیم که وبلاگ نویسی یه جایگاه والا پیدا کنه ... نه اینکه اری سخیف و خز بشه ... حالا 6 تا وبلاگم مزخرف بنویسن !!

Kiarash

ادامه جواب : به نظرت چرا خواننده های وبلاگ های زرد روز به روز بیشتر میشن و خواننده های وبلاگ های به سبک دیگر به نسبت کمتر ، آیا ناشی از کمبود ها در جامعه نیست ؟؟؟

وحید (وب گپ)

سلام.خب من هم موافقم که هرچی دوست داریم می تونیم بنویسیم و البته مثل خودت می گم که هرکسی می تونه بیاد از راهش وبلاگ ما رو نقد بکنه.و اما غرب.راستش من خیلی در مورد قیاس با غرب موافق نیستم.ما وقتی می تونیم دو تا چیز رو با هم قیاس نیم که هم جنس و همگون باشن.ما و غرب فعلا قابل قیاس نیستیم چون فرهنگ و ریشه های ما و غرب کاملا غیر همگون هستن.

حوری

باهات موافقم الحق و النصاف که بچه محل خودمونی[نیشخند]

کدوتنبل

سلام عزیزم... میام می خونمت...[لبخند] کدوتنبل.[عینک]

شیطون بلا

سلام.ببینید هرکی مختاره تو عمارت شخصی خودش هر چیزی که دوست داره بنویسه.چون وبلاگ مال خودشه.مالکش خودشه.حالا این وسط ما هم این فرصت و داریم که اون نوشته رو چه خوب چه بد به نقد بکشم.البته یه نقدی باشه که نه توهینی به طرف بشه و نه به به و چه چه راه بندازیم,چون این دیگه نقد نیست. نقدی درسته که هم نکات مثبت و هم نکات منفی اون گفته بشه البته در کمال ادب و آرامش و احترام.یه نقد خوب و فنی و سازنده. حالا وقتی یکی میاد از ... مینویسه این دیگه از سطح درک پایین ماست.چون ما هنوز تو مقوله ... داریم درجا میزنیم و دوست نداریم سطح فکریمون و بالا ببریم.